یورش کوچی ها تداوم استبداد تاریخی بر هزاره ها
هژمونیزم قومی در افغانستان به اشکال گوناگون تلاش کرده و میکنند تا استبداد تاریخی بر هزاره ها تداوم یابد. یکی از این شیوه ها ، یورش کوچی ها به هزاره جات است که بدون شبهه از پشتیبانی بی دریغ و پشت پرده ء هژمونیست ها برخوردار می باشد. هزاره ها در افغانستان نخستین مردم بودند که به خاطر تامین صلح و ثبات ، دفاع از پروسه ء دولت سازی ، ایجاد آرامش و برگشت اعتماد متقابل میان همه ساکنان کشور و ثبوت عملی خشونت زدایی ، سلاح شان را در فرایند خلع سلاح عمومی تحویل دادند. اما کوچی ها از موجودیت خلع سلاح هزاره ها سود بردند وامسال با سلاح نیمه سنگین و سبک به گونه ای آشکار و جدی تر از سال پار در بهسود یورش بردند ، قریه ها را آتش زدند ، چندین نفر را به شهادت رسانیدند ، بیش از پنجاه نفر را زخمی کردند هزاران انسان ساکنان بومی را آواره ساختند ، تعدادی از مکاتب این مناطق را ویران ویا سوختاندند وبر فراز خاکسترهای سوخته ای مکتب " تر بو لاق " بیرق طالبان را بر افراشتندو بیرق ملی افغانستان را به زیر کشیدند. اما وقتی مدافعان کوچیان در مراکز قدرت افغانستان از به زیر کشیده شدن بیرق ملی کشور و جاگزینی بیرق طالبان آگاهی یافته باشند ، به یقین نه تنها از این حادثه اندوهگین نشده اند بلکه رویای تسلط طالبان - این بار توسط کوچیان - را جشن گرفته باشند. چون " هزاره ستیزی " در محور فعالیت هژمونیزم قومی در افغانستان قرار دارد.
پس از جنگ خونین عبد الرحمن با هزاره ها وقتل عام این مردم توسط دستگاه استبدادی وی ، رویکرد عملی تداوم " استبداد عبد الرحمن خانی " در سیمای کوچی ها تبلور یافت که همه ساله با هزاران مواشی شان از پشاور و مناطق جنوب افغانستان به هزاره جات هجوم می آوردند نه تنها علفچر های هزاره جات را در اختیار داشتند بلکه زمین های زراعتی هزاره ها را که با هزار مشقت کشت گردیده بودند پامال میکردند و مواشی کوچیها زراعت مردم را می چریدند. پس از کودتای ثور ، کوچی ها نتوانستند که به هزاره جات برگردند ، چون فعل و انفعالات سریع در داخل افغانستان و به خصوص هزاره جات مانع از برگشت آنها بود. اما اکنون در موجودیت قانون اساسی ، حضور بیش از چهل کشور خارجی ، دولت مدعی قانون مداری ، پارلمان ، نهاد های قضایی ، کمیسیون مستقل حقوق بشر ، نهاد های مدنی ، احزاب و سازمانهای سیاسی و جانبداران دموکراسی در افغانستان کوچی ها بدون داشتن هیچ نوع تمسک حقوقی ، شرعی و قانونی ، مسلحانه به هزاره جات حمله ور شدند. متاسفانه واکنش نهاد های که از آنها نام بردیم سرد ، ناکافی ، بعضاً دو پهلو و در کل سکوت آمیز بوده است. در بهسود کوچی ها انسان هارا به قتل میرسانند ، قریه ها را آتش میزنند ، مواشی شان زمین های زراعتی را پامال میکنند و مردم گروه گروه آواره میشوند و سرانجام بیرق طالبان را بر می افرازند ، اما در کابل همه ساکت هستند ، فقط چند لفاظی بسیار حساب شده در محضر از ریش سفیدان و نخبه گان جامعه ء هزاره از زبان آقای کرزی شنیده میشود تا ذهن ها را از اصل خواسته های مردم منحرف کرده باشند. آقای کرزی به جای اینکه به خواست حقوقی و حقیقی مردم که عبارت از ترک بلا قیدو شرط کوچی ها از مناطق هزاره جات بود ، پاسخ مثبت بدهد ، برخلاف چندلفظ تندی به آدرس فلان عضو کمیسیون حل مسئله ای کوچی ها نثار میکند وبدین سان اصل خواسته را در سایه قرار میدهد.
با تاسف باید گفت که پیش کسوتان جامعه ء هزاره در کابل نه به گونه ای مستقیم ونه بطور غیر مستقیم نسبت به این حادثه ای مهم ، واکنش نشان ندادند. در حالیکه می توانستند در طی تظاهرات مسالمت آمیز هزاران نفر را به جاده ها بکشانند و فریاد مردم بهسود و در مجموع جامعه ء هزاره را به گوش مردم افغانستان و جامعه ء جهانی برسانند و ریشه های استبداد تاریخی نسبت به هزاره هارا برملا می ساختند.حتی بطور مسالمت آمیز نافرمانی های مدنی را تا ترک آخرین فرد کوچی از هزاره جات ادامه می دادند. اما دانسته نشد که چی مسامحه ء در کار بود ویا اینکه خاطر نازک برخی از دولتمداران درز بر میداشت وبرای نرنجانیدن نازک نارنجی های دولتی ، آواره گی و هجرت جبری مردم شان را نادیده و ناشنیده گرفتند. در حالیکه اگر همین مردم با همین هویت قومی شان نمی بودند ، بزرگان این جامعه هرگز بزرگ نمی شدند ویا در کرسی های دولتی تکیه زده نمی توانستند. وقتی سخن بر سر کرسی های دولتی می آید ، همه انگشت هارا به سوی هزاره ها نشانه میگیرند ومیگویند :
- وزرای هزاره زیاد هستند. هزاره ها معاون رئیس جمهور دارد و برخی ها از این هم فراتر میروند و میگویند که هزاره ها کل اختیار دولت است ( ! )
این دیگر کاملاً روشن است که هزاره ها کل اختیار دولت نمی باشد. اما کرسی داران دولتی می توانستند از مجراها ی حقوقی وقانونی مسئله کوچی هارا در کابینه به صورت جدی مطرح نمایند و مطابق به استنادات تاریخی کوچی هارا ادامه دهندگان استبداد تاریخی بر هزاره ها معرفی میکردند و دولت آقای کرزی را وادار می ساختند تا هرچه زودتر دست کوچی ها را از یخن هزاره ها کوتاه کنند. ما نمیگوییم که این وزرا به جاده ها می رفتند وعلیه کوچی ها شعار می دادند. اما وزرا واراکین قدرتمند دولتی هزاره می توانستند که آقای کرزی را به گونه ای قانونی تحت فشار قرار بدهند و این بحث را در کابینه و ارگانهای عدلی می کشانیدند وحتی راه های عملی برای اسکان کوچی ها را در مناطق همزبان وهم فرهنگ شان نشانی میکردند. حال اگر دولتمردان هزاره نتوانند که صدای مردم شان را در دردرون دولت که خود در آنجا حضور دارند ، برسانند ، پس چگونه میشود گفت که آنها مدافع حقوق جامعه ء خود هستند ، جامعه ای که همین اکنون در معرض تند باد استبداد تاریخی قرار گرفته اند. نماینده گان هزاره ها در پارلمان هم متاسفانه در این رابطه یکدست عمل نکرده اند. مردم هزاره با جوش و خروش وکلای شان را به پارلمان فرستادند وآفتابی است که نماینده گان مردم در بروز چنین حادثات باید فعالانه از حقوق مردم شان دفاع نمایند. وکلای جامعه ء هزاره باید بدانند که چشم مردم به سوی آنها دوخته شده است. اصولاً وکلای ما باید تمام اختلافات سلیقوی شان را کنار بگذارند ودست در دست همدیگر قضیه ای کوچی ها را به بحث بسیار ، بسیار داغ پارلمان تبدیل نمایند و حتی می توانند پیشنهاد اسکان کوچی ها را در مناطق همزبان وهم فرهنگ شان مطرح نمایند. تا این معضل از ریشه حل گردد. چند مورد مشخص می تواند موادی برای این بحث در پارلمان باشد :
- کوچی ها هیچ فرمان قانونی ، حقوقی و شرعی در دست ندارند که اختیار شان را بر علفچر های هزاره جات به ثبوت برسانند.
- تمام زمین های که کوچی ها در دوران زمامداران پیشین غصب کرده اند ، متعلق به هزاره ها می باشد. چون کوچی ها به زور حکومت های محلی این زمین هارا جبراً به قباله ای خویش در آورده اند. زمینی که جبراً غصب گردد وبعد در همدستی با حکومت های محلی قباله گردد ، شرعاً و منطقاً به صاحب اصلی اش باید مسترد گردد. در زمینه شواهد بسیار زیاد وجود دارد.
- هزاره ها مسئول کوچیگری در افغانستان نبوده و حل این معضله باید از طریق دولت وار گانهای ذیربط حل گردد.
- کوچی ها نه تنها در هزاره جات فرستاده نشوند ، بلکه کاملاً مانند مناطق مردم شمال و مرکز افغانستا ن خلع سلاح گردند تا معضله ای برای افغانستان نباشد.
- کوچی ها در واقع حامل پیام طالبان است و بلند نمودن بیرق طالبان بر فراز مکتب تربو لاق بهسود خود می تواند دلیل روشن از این نماینده گی باشد.
- کوچی ها در برابر یورش به هزاره جات باید غرامت بپردازند.
- مراجع دولتی که به شکل مستقیم ویا غیر مستقیم در تحریک کوچی ها برای رفتن به هزاره جات دست داشته اند ، مورد تعقیب عدلی قرار بگیرند.
- هزاره ها ترک هر چه زودتر کوچی ها را از هزاره جات می خواهند و در زمینه هیچ پیش شرطی را نمی پذیرند. چون هزاره جات سرزمین هزاره ها است و هیچ گاهی هزاره ها ادعای ملکیت در جنوب ، شرق و غرب کشور تداشته و متعرض هم نبوده اند. و دیگران هم باید این حق را به خود ندهند که هزاره جات را ملک طلق خود به شمار آورند.
حال فرض را برا ین بگذاریم که نه دولت ، نه وزرا و اقتدارمندان دولتی متعلق به جامعه ء هزاره ، نه ارگانهای حقوقی وعدلی ، نه پیش کسوتان جامعه ء هزاره ونه وکلای پارلمان به عنوان نماینده گان انتخابی جامعه ء هزاره فریاد مردمی را که مورد آماج حملات کوچی ها در هزاره جات قرار گرفته اند ، نشنیدند و یا نخواستند که بشنوند کدام راه را میتوان سراغ کرد تا از سرزمین ، ملکیت ، آبرو وحیثیت جامعه ء هزاره ، دفاع گردد. زمانی رهبر شهید ، استاد مزاری در بحبوحه ء جنگ های خونین تنظیمی در کابل در پاسخ پرسشی گفته بود که :
- برای ختم جنگ فقط مردم باید در صحنه بیایند وسرنوشت خود را خود شان تعیین کنند.
گرچه این گفته مربوط به جنگ های تنظیمی وقت در کابل بود ، اما سخنان رهبر ، رسا ترین پیامی است که میتواند گره بسیاری از دشواری های کنونی را حل نماید. مردم خودشان باید در صحنه بیایند ، افراد ، شخصیت ها ، روشنفکران و نهاد های که خود را مدافع مردم خویش میدانند ، به گفته ای یکی از اندیشمندان نقش " عصاکش " را باید بازی کنند و هم شان را بر این بگذارند تا مردم وارد عرصه شوند.قطع جنگ مسلحانه ای کوچی ها ، پرداخت غرامت ، ترک بلا قید و شرط هزاره جات به محکمه کشانیدن مسببین قتل ها وتاراجگری ها ، عمده ترین خواست جامعه ء هزاره می باشد که فقط باید فریاد آن از حلقوم صد ها هزار انسان هزاره وسایر مردم افغانستان که احساس همبستگی ملی در قبال یورش کوچی ها به هزاره جات می نمایند، بیرون شود. برای دستیابی به این اهداف مردم باید از تمام مجراهای قانونی ومسالمت آمیز استفاده نمایند. تظاهرات گسترده و مسالمت آمیز ، کوبیدن در وازه های مراجع قانونی وعدلی ، نشر اعلامیه و اطلاعیه ها ، گزارشدهی روزمره از اوضاع بحرانی میان کوچی ها وهزاره ها، انتشار بروشور ها به زبان ها ی زنده ء دنیا، تحصن مسالمت آمیز در برابر وزارت سرحدات ، پارلمان ، مارشهای متداوم با حرکت دهی پلاکاتها وشعارها. حتی تعین ضرب الاجل برای خروج بلاقید وشرط کوچی ها، جلب توجه مقامات بین المللی به خاطر نا امن شدن هزاره جات و تسلط طالبان کوچی و خطرات آینده ء آن برای افغانستان و جامعه ء جهانی . اگر مردم واقعاً در صحنه بیایند می توانند از سرزمین شان با قوت دفاع کنندو خواسته های شان را تحقق بخشند. چون کاملاً روشن است که چشم دوختن به دلسوزی دیگران ، غفلتی بیش نیست و متاسفانه هزاره ها در طول تاریخ حیات خویش به دلیل صداقت و شفافیت معنوی شان همیشه اغفال شده اند و میتوان به آن نام " غفلت تاریخی " را داد. در این زمینه مثال های زیادی وجود دارد که در بحث " آسیب شناسی جامعه هزاره " از آن سخن خواهیم گفت. اما باید دیگر دوران " غفلت " را پشت سر گذاشته باشیم. چون متاسفانه در قرن ۲۱ ، در اوج تکنولوژی و صنعت ، در دوران شکست نظام های توتالیتر و ایدیالوژیکی ، هزاره را نمیگذارند که در سرزمین خویش مصئون باشد ، آواره گی و هجرت را بر او تحمیل می کنند ، آنهم در سرزمین خودش. به گونه ء مثال ، گزارشگری می نویسد که در هنگام یورش کوچی ها در بهسود پیوسته از کابل به قوماندانی امنیه ولایت میدان - وردک شفر می آمد که :
- امنیت کوچی ها را تامین کنید تا از تعرض هزاره ها مصئون باشند.
حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
کسی بر تو رحم نمیکند ، فقط توخودت برخود رحیم باش وراه رحمت ورستگاری تو در وحدت توست واین وحدت فریاد تورا رسا تر بلند خواهد کرد ودستان درهم گره خورده ای همگنان تو، به جنگ پتیاره ای خواهند رفت که حلقوم تو را فشار میدهد. فقط به یک شرط تو به این وحدت میرسی که درک نمایی که در این سرزمین زیر یک نام کوبیده شده ای ، قتل عام ها را به خاطر همین نام دیده ای ، پدرانت در سیاهچالها به خاطر همین نام پو سیدند و اکنون تو را می خواهند که زیر همین نام در سرزمین آبایی ات به برده گی بکشانند و در قرن نور وخرد ، تورا و همگنان تورا به رگبار ببندند با این نیت که تو باید همیشه داغ هجرت وغربت را در پیشانی داشته باشی. پس برخیز وزیر همین " نام "به وحدت برس و همه تفاوت های منطقوی و سلیقوی را آتش بزن. این نام پر افتخار را با وحدت وفشرده گی در هر کجایی که هستی از نو احیا کن ونگذار که استبداد فاجعه بار تاریخی را دوباره بر تو تکرارکنند.
