همانطوریکه پیشبینی می شد، کوچی ها امسال با تحرکات و امکانات بیشتر تسلیحاتی به هزاره جات حمله ور شده اند. همین اکنون جنگ کوچی ها با هزاره ها در قره باغ و ناهور غزنی ادامه دارد. کوچی ها امسال عزم کرده اند که مانند سلف خود عبدالرحمن خان، از شش محور که تقریباً شامل تمام ولایات هزاره نشین میگردد، هجوم بیاورند. کوچی ها تا دندان مسلح اند، امکانات فراوان لوژستیکی در اختیار دارند، حمایت مادی و معنوی قدرتمندان دولتی را با خود دارند، و از این نکته هم آگاه هستند که کرسی نیشنان جامعه هزاره در کابل، موعظه "ما با کوچی ها جنگ نمی کنیم" را در کوی و برزن، به گوش مردم می رسانند. در واقع تمام موانع از سر راه کوچی ها برداشته شده و آنها با مورال قوی، به سرزمین مردم بی دفاع و خلع سلاح شده هزاره، حمله می کنند، چون می دانند که صدای این مردم فقیر به گوش کسی نمی رسد. آقای کرزی به دلیل نزدیک بودن کمپاین انتخاباتی خود "خاطر نازک کوچی ها" را نمی آزارد. چون کوچی ها یکی از کارت های برندگی وی در انتخابات است. در بین وزارای دولت افرادی وجود دارند که در عیان و نهان از کوچی ها حمایت می کنند و جاده صاف کن های تسخیر هزاره جات اند. به آب و نان رسیده های جامعه هزاره که چند کرسی دولت را در اختیار دارند، برای حفظ موقعیت شان، تن به هر نوع معامله داده اند و از تجاوز سال گذشته کوچی ها تا امسال، گوش نجنبانیدند و سعی هم کردند که کسی در این مورد سخنی به میان نیاورد، تا مبادا کرسی های آنها به خطر بیافتد. اکنون هم این شعار را پیش کشیده اند که "ما با کوچی ها جنگ نمی کنیم" اما آنها طبعاً این را از روی نادانی نمی گویند، بلکه در پشت این شعار، حفظ قدرت شخصی شان مطرح است. ورنه بین "دفاع وجنگ" بسیار تفاوت وجود دارد. هزاره ها در پکتیا، قندهار، کنر و پشاور هجوم نبرده اند، بلکه این کوچی ها اند که از این مناطق عبور نموده و به هزاره جات حمله ور شده اند. حال این مردم از لحاظ حقوق ملی و بین المللی، به عنوان ساکنان بومی افغانستان، آیا حق ندارند که از سرزمین خود دفاع کنند؟ واعجبا به این منطق به اصطلاح صلح خواهی کرسی نشینان جامعه هزاره! طرح این شعار به معنای آن است که:
تمام ادعای ملکیت های به اصطلاع شرعی کوچی ها نسبت به زمین های هزاره جات برحق است. کوچی ها می توانند از علفچرهای هزاره جات مانند سی سال پیش استفاده کنند. کوچی ها هرگاه نیاز به چرانیدن مواشی شان در زمین های مزروعی هزاره جات داشته باشند، کدام مانعی وجود ندارد. چون اگر مردم مقاومت نمایند، طبعاً رهبران شان می گویند که "جنگ نکنید که جنگ به نفع مانیست" در حالیکه مردم این حق را دارند تا از پایمال شدن زمین های مزروعی شان جلوگیری نمایند. مسلماً این جلوگیری بدون مقاومت ممکن نیست، چون جانب مقابل از خشونت و زور استفاده می کند. اما بلافاصله موعظه گران کرسی نشین، این دفاع را هم قدغن می کنند. پس مردم هزاره باید دست روی دست بگذارند، تجاوز و حمله کوچی ها را به سرزمین شان تماشا نمایند، اگر آنها مانند سال گذشته زمین های مزروعی را پایمال کردند، خانه ها را آتش زدند، مردم را آواره ساختند، کشتند و بستند و دزدیدند، فرق ندارد، چون مبادا دفاع مردم سبب شود که کرسی های هادیان جامعه هزاره در کابل، به خطر بیافتد. در غیر آن با کدام منطق می توان، این شعار را توجیه نمود؟!
در نوشته های قبلی پیرامون قضییه کوچی ها و هزاره ها، گفته بودیم که زمان آن فرارسیده تا وکلای جامعه هزاره در پارلمان به عنوان خانه ملت، صدای موکلین شان را برسانند. یعنی مسئله کوچی ها را در پارلمان به بحث بکشانند. اما دیده شد که وکلای جامعه هزاره در این باره ناکارآمدی شان را به عیان نشان دادند و از سر ضعف و ناتوانی و یا شاید هم تفاوت های سلیقوی، نتوانستند و یا نخواستند که تجاوز همه ساله کوچی ها را در "خانه ملت" مطرح نمایند. گفته بودیم اگر اختلافات در مواردی دیگر وجود داشت، در مورد قضییه کوچی ها وهزاره ها، هیچ دلیلی اختلاف شان را بر نمی تابد، به جز از بی مسئولیتی و فقدان تعهد در قبال جامعه شان و یا هم حفظ کرسی در پارلمان و به مخاطره نیانداختن نام، نشان، معاش و... در حالیکه پس از "درفشانی های" علم گل کوچی پیرامون ملیت های غیر پشتون، برای وکلای جامعه هزاره که شامل اعتصاب کنندگان بودند، بهترین زمینه ای به بحث کشانیدن مسئله "کوچی ها و هزاره ها" در پارلمان افغانستان بود. در صورتی که وکلای جامعه هزاره با دقت، جرئت و منطق رسا اعتصاب کنندگان را قانع میساختند که یکی از عمده ترین پیش شرط های آنها درقبال بازگشت به پارلمان "بحث حل قضیه کوچی ها و هزاره ها" در پارلمان می باشد. طبعاً روحیه وکلای اعتصابی با این طرح موافق بود در صورتیکه وکلای اعتصابی جامعه هزاره این پیشنهاد را طرح می کردند. اما آنها حتی جرئت طرح این مسئله را در بین وکلای معترض و هم طراز خود نداشتند. پس نمی دانم که مسئولیت یک وکیل در قبال موکلین اش چه خواهد بود؟ اگر او صدای موکلین اش را در پارلمان بلند نکند، پس به آن وعده های که در انتخابات به رای دهنده گان خود داده بود چه پاسخی دارد؟
اوایل ماه حمل امسال، جامعه هزاره در کابل بطور خود جوش، در طی یک مظاهره مسالمت آمیز، هجوم کوچی ها را به هزاره جات هوشدار داده بود. اما اکنون این هجوم عملاً در دستور روز قرار گرفته است. آنچه که بین حرف وعمل آقای کرزی فاصله ایجاد می کند، خیرخواهی ظاهری وی است. آقای کرزی در آغاز دوره موقت ریاست جمهوری خود چنان از هزاره ها ستایش کرد که فکر می شد، هزاره جات از برکت این رئیس جمهور "دموکرات و فاقد تعصب" به گلستان تبدیل می شود. اما هزاره حات همچنان فراموش شده باقی ماند. آقای رئیس جمهور در بامیان در وصف این ولایت و مردم آن آنقدر "سخنان" زیبا فرمایش کردند که تصور می گردید، بامیان فردای آنروز به ولایت درجه اول ارتقا می کند و پلان شهری آن به سرعت جنبه عملی می گیرد و سرک اسفالتی کابل- بامیان پس از چهل سال کارش را با جدیت آغاز می کند. اما بازهم امید ها به ناامیدی گرایید وفقط دوربین های عکاسی روی مغاره نشینان بامیان متمرکز شد و از ریشخندی تاریخ اینکه آقای احسان الله بیات، چند کالای کهنه و نو و چند بوری خوراکه را به این مغاره نشینان توزیح نمود که جناب رئیس جمهور حتی چنین لطفی هم در حق این مردم انجام نداد. بعد وقتی مردم از کوچی ها نزد آقای رئیس جمهور شکایت بردند، وی بطور تلویحی افاده داد که "شما مردم در مرکز قرار دارید و کدام سرحد با کشور های همسایه ندارید، از این لحاظ دست شما همیشه بسته است". با تمام اینها نمی دانم که جامعه و ارباب فکر، توجه دارند که در حاکمیت جناب کرزی است که در این سه سال کوچی های مسلح و یا بهتر است بگوییم که طالبان کوچی نما، بار دیگر به هزاره جات هجوم می آورند و با سلاح دست داشته مردم را می کشند، آواره می سازند و زمین های شان را پایمال و اموال شان راغارت می کنند. در حالیکه در طی سه دهه چه در دوران حاکمیت تک حزبی و چه در دوران مجاهدین، به استثنای دوره طالبان، پای کوچی ها به هزاره جات نرسیده بود و قضیه ختم شده بود. اما این سوال در برابر آقای کرزی به عنوان رئیس جمهور افغانستان که صدها هزار نفر از جامعه هزاره به وی رای داده بودند، قرار می گیرد که:
چرا کوچی ها در دوران حاکمیت شما، به هزاره جات هجوم می آورند؟
چند پیشنهاد در قبال راهبردی فرایند دفاع از جامعه هزاره در قبال هجوم کوچی ها:
1- برای گرفتن پاسخ از دید این قلم، باید آگاهان سیاسی و اجتماعی، فرهنگیان و روشنفکران، حقوقدانان و همه آنانی که دل در گرو مردم فقیر، وامانده، خاک نشین، مغاره نشین، محصور و و فراموش شده خود دارند، نخست باید دروازه رئیس جمهور را تک تک نمایند و در این راستا از همراهی معامله گران جامعه بپرهیزند. و این سوال مهم را در برابر جناب کرزی قرار بدهد.
2- طی یادداشت های رسمی عنوانی سازمان ملل متحد، ناتو، آیساف، سفارت خانه های غربی و شرقی، این جمعی دلسوز و آگاه ، مراجعات مکرر داشته باشند و تاریخچه این تجاوز استبدادگرانه را در گذشته، توقف سی ساله وآغاز مجدد سه ساله تجاوز کوچی ها را هم در یادداشت ها قید نمایند و هم به گونه شفایی در تشریح آن بپردازند.
3- تظاهرات وسیع مسالمت آمیز در کابل سازمان داده شود، این تظاهرات شامل راه پیمایی ها، سخنرانی ها و صدور قطعنامه ها باشد.
4- دفاع از سرزمین هزاره جات را حق مسلم مردم دانسته و این دفاع را برخلاف کسانی که آنرا "جنگ" می دانند، توجیه حقوقی و قانونی نمایند.
5- نویسندگان، فرهنگیان و مورخان جامعه هزاره نسبت به قضیه کوچی ها تا می توانند، بنویسند. متاسفانه در این راستا نویسندگان ما کمتر می نویسند و برخی از آنها حتی در این رابطه سکوت کرده اند. در حالیکه در افغانستان شاید هیچ عرصه به اندازه مطبوعات در روشنگری جامعه نقش بازی نکرده است. باید قلم ها را تیز نمود و از حق مردم بی دفاع که دارد بار دیگر تاریخ بر ایشان تکرار شود، دفاع نمود. قلمی که مدافع حقوق مظلومان نباشد، باید آن را شکست و بدور انداخت.
برای رسیدن به اهداف بالا یک "کمیته مردمی جدید" به وجود آید کمیته ای که ناسخ تمام کمیته های قبلی باشد، چون کمیته های قبلی چه دولتی وچه به اصطلاح مردمی، قابلیت کاری شان را از دست داده و در ورطه معامله گری، مسامحه ی یک جانبه و حفظ آشکار موقف های دولتی، سقوط کرده اند. اگر می خواهیم که از جامعه خود دفاع کنیم باید با رویکرد جدید نسبت به قضیه کوچی ها و هزاره ها برخورد نماییم. تا از جنگ تمام عیار میان کوچی ها وهزاره ها جلوگیری گردد. از سوی دیگر توجه داشته باشیم که مبادا کشورهای همسایه مرزهای جنوبی و غربی افغانستان، از این غایله بسود خود بهره بگیرند و با دامن زدن اختلافات مذهبی، مرکز کشور را به مکان ناامن و خطرناک تبدیل نمایند. این را باید هم به جناب کرزی، دولتمردان کشور و جامعه بین المللی فهماند که متاسفانه نسبت به تجاوز کوچی ها به هزاره جات با بسیار بی تفاوتی نگاه می کنند. و شاید یکی از این دلایل، عدم آگاهی نسبت به خطرات بعدی این "تجاوز مسلحانه" از ناحیه بهره گیری سیاسی و مذهبی همسایه های افغانستان باشد. چون متاسفانه تا هنوز دیده شده که سیاستگذاران افغانستان بیشتر از آنکه استراتژیکی بیندیشند، مقطعی و گذرا اندیشه کرده اند. همین پیشروی طالب و تحکیم پایه های لوژستیکی آنها در وزیرستان، یکی از نشانه های سنجش های مقطعی، موقتی و گذرای نظامی و سیاسی، پالیسی سازان بود که امروز "بیت الله محسود" با پاکستان صلح می کند ولی در افغانستان نیروهای خود را علیه قوت خارجی استقامت می دهد. در حالی که جنگ کوچی ها با هزاره ها، کمتر توجه برانگیز است، اگر فردا این جنگ به یک جنگ تمام عیار مذهبی و اتنیکی تبدیل شود، آنگاه دیر خواهد بود که شعله های این آتش را در قلب افغانستان و در زیر حلقوم جناب کرزی و قوت های بین المللی، خاموش نمود. چون همه می دانیم که کشور های همسایه افغانستان در قبال کشور ما بی تفاوت نبوده و نخواهد بود.
منبع : پایگاه انترنیتی نهضت مدنی افغانستان ( نما )
